تبليغاتX

ایران 1404
داريوش‌ شايگان‌

داريوش‌ شايگان‌ روشنفكري‌ است‌ با تجربه‌هايي‌ عجيب‌ و غريب‌. به‌ هزار توي‌ تمدنهاي‌ كهنه‌ و نو سرك‌ كشيده‌ و از هر گوشه‌اي‌ خوشه‌اي‌ چيده‌ است‌. از كشور هزار رنگ‌ هند تا دنياي‌ پر رمز و راز عرفان‌ اسلامي‌ و درك‌ محضر فرزانگاني‌ چون‌ علامه‌ طباطبايي‌، سيدجلال‌الدين‌ آشتياني‌ و رفيعي‌ قزويني‌ تا جهان‌ انديشه‌هاي‌ رنگارنگ‌ امروز را بي‌وقفه‌ پيموده‌ است‌ و درهر كتابش‌، آينه‌اي‌ گرفته‌ است‌ رو به‌ روي‌ دنيايي‌ كه‌ در آن‌ به‌ سر برده‌ است‌.
او سالهاست‌ كه‌ بيشتر وقتش‌ را در فرانسه‌ مي‌گذراند و به‌ زبان‌ فرانسوي‌ مي‌نويسد. آخرين‌ كتاب‌ او «آيين‌ هندو و عرفان‌ اسلامي‌» پس‌ از 35 سال‌ از تأليفش‌ اين‌ روزها در ايران‌ ترجمه‌ و چاپ‌ شده‌ است‌. او در اين‌ 35 سال‌ به‌ دغدغه‌هاي‌ ديگرش‌ پاسخ‌ گفته‌ است‌، «آسيا در برابر غرب‌»، «انقلاب‌ مذهبي‌ چيست‌؟»، «نگاه‌ شكسته‌» و «افسون‌زدگي‌ جديد» كه‌ اولي‌ و آخري‌ يكي‌ پيش‌ از انقلاب‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ نوشته‌ شده‌ و يكي‌ دو سال‌ پيش‌ در ايران‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است‌، اما آن‌ دو ديگر كه‌ به‌ موضوعي‌ سياسي‌ پرداخته‌اند، همچنان‌ به‌ زبان‌ فرانسوي‌ و دور از دسترس‌ خوانندگان‌ ايراني‌اند. هرچند در اين‌ مدت‌ مقاله‌اي‌ از «انقلاب‌ مذهبي‌ چيست‌؟» با عنوان‌ «ايدئولوژيك‌ كردن‌ سنت‌» به‌ زبان‌ فارسي‌ در مجله‌ كيان‌ نيز چاپ‌ شده‌ است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:41 توسط محسن طهماسبی |

طرح عجيب توسعه مكه و مسجدالحرام
 
 
طرح توسعه مسجدالحرام

نمي دونم در اين طرح توسعه به چه چيزي قرار بوده توجه بشه ؟؟؟  بازي دومينو ،ركورد ساخت و ساز و مرتفع سازي،پوز زني امارات و ايجاد منهتن عربي ، لوكيشن فيلم هاي هري پاتر و ارباب حلقه ها  ... و يا حريم و حرمت كعبه و روح و تاريخچه اسلام و حج !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:33 توسط محسن طهماسبی |

بسمالله....

جلسه اعضای اتاق آسمان با وحید جلیلی (راه) ۲۸/۸/۱۳۸۸

دانلود کنید

http://www.bigandfree.com/1953313/vahide_jalili_daftare_rah.wav.html

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 16:15 توسط محسن طهماسبی |

سلام

سخنرانی دکتر یامین پور در باب مبانی هنر ومعماری(دانشگاه بین المللی امام خمینی)۱۹/۸/۱۳۸۸

 

اینجا کلیک کنید

http://www.bigandfree.com/1204938

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:32 توسط محسن طهماسبی |

 

نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی

جناب حجةالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی

رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و امام جمعه موقت تهران


"کسی میگفت: ما مترقی ترین ملت هستیم چون خدا توی قرآن گفته شما امت وسط هستید".

ذیل این جمله هم آقای حسین محمدی نوشته بود:

"امت وسط در قرآن را به مترقی بودن مسلمانان تفسیر میکنند، این هم نوعی دیگر از تفسیر های غربزده در مملکت ما"

ذهنم به نامه ای رفت که مرحوم جلال میکانیکی که از نزدیکان مرحوم فردید بود در سال 65 یا 66 به رئیس مجلس شورای اسلامی آقای هاشمی رفسنجانی درباره مطالبی که در خطبه نماز جمعه ایراد کرده بود، نوشت. بی فایده ندیدم که متن آن نامه را از یادنامه ای که خانواده مرحوم میکانیکی برای وی تنظیم و منتشر کرده اند، با توضیحات ذیل اینجا بیاورم:

مرحوم فردید در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اوضاع سیاسی کشور را دنبال میکرد و باصطلاح می پائید و در این ارتباط خطبه های نماز جمعه تهران و حتی شهرستانها را گوش میکرد یا در روزنامه ها میخواند. وی پس ازشنیدن خطبه فوق الذکر، در سخنان خود مطالبی درباره موضوعات آن بیان کرد و سپس مرحوم میکانیکی به احتمال زیاد به اشارت استاد فردید این نامه را نوشت که محتملا قبل از ارسال به رویت استاد نیز رسانیده شده است.

درباره مرحوم جلال میکانیکی شرح مختصری در مقدمه مصاحبه وی با استاد فردید که با عنوان "نسبت دیانت حقیقی اسلام با فلسفه و علم" در سایت ahmadfardid.com قراردارد، آورده شده است.

بجز اصلاح برخی اشتباهات تایپی مسلم تغییری در متن چاپ شده داده نشده است هر چند احتمال میرود اشتباهات دیگری نیز وجود داشته باشد.

درباره موضع استاد فردید نسبت به نحوه اخذ صنعت و تکنولوژی غربی میتوان به همان مصاحبه "نسبت دیانت حقیقی اسلام با فلسفه و علم" مراجعه نمود ضمن اینکه نوشته کوتاهی در این باب از خانم دکترمهتاب مستعان که آن نیز بنظر میرسد بر اساس سخنان استاد فردید تنظیم شده باشد، وجود دارد که در آینده در همین صفحه قرار داده خواهد شد.

نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی

جناب حجةالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی

رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و امام جمعه موقت تهران



پس از سلام و تحیت، خطبه اول نماز جمعه دوم دی ماه سال جاری جنابعالی حاوی نکات قابل توجه و بحث انگیزی در مفاهیمی از قبیل ارتجاع و ترقی یا انقلابی و مرتجع، میانه روی و دگماتیسم بود و برای اینجانب که از قدیم الایام خطبه های شما را از میان ائمه جمعه تهران خصوصا استماع یا مطالعه میکنم و بهره ها میبرم، ابهامات و سوالاتی از جهت اختصار بحث شما ایجاد شده است و گمان میکنم این سوالات بر برخی علاقه مندان دیگر نیز عارض شده باشد.

 بعضی از نویسندگان اسلامی و حوزه علمیه قم از قدیم عادت بر این بود که نه شرقی و نه غربی بودن اسلام را به این بینگارد که اسلام در میانه این دو نحله فکری جهانی قرارا دارد و فی المثل خوبی های هر دو را دارد و لکن بدی های آن دو را ندارد. این تفکر به نوعی دیگر در میان لیبرال های ایران و نهضتی ها به اعتدال و میانه روی در تفکر اسلامی و مشی قرآنی تعبیر و تفسیر گردید. حال آنکه به نظر اینجانب از آیه شریفه "و کذالک جعلناکم امتة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الناس علیکم شهیدا" مطلقا میانه روی و یا به تعبیر دقیق تر محافظه کاری مصطلح سیاسی روز در نمی آید. امت وسط بودن یعنی "میان دار" بود و میان داری بمعنی داوری و میان دار میان داران عالم،ذات باریتعالی است . حافظ میگوید:

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت

میان مجمع خوبان کنی میان داری

مهدی موعود(عج) به یک تعبیر میان دار است و از آن جا امت محمدی(ص) میان دار و داور همه امم و نحل است و به همین تفسیر شاهد بر همه است همه امم باید خود را بر او عرضه کنند و این امت بر حق و باطل حکم میکند.

در حدیثی شنیدم که عدل عبارت است از امت وسط. اگر عدل را به معنی اعتدال بگیریم استنباط میانه روی از امت وسط متقن مینماید، حال آنکه عدل به معنی داد آمده است خداوند عادل است یعنی اهل "داد" است و از بی دادی دور. داوری به داد میکند و میان دار است و داوری عادل.

البته اگر وسط را به این معنی که این امت بر صراط مستقیم می رود یعنی بر وسط جاده حقیقت به سوی مقصد می رود، تعبیر کنیم کاملا صحیح است. این وسط بودن غیر از میانه روی و غیر انقلابی بودن است . بدین معنی که از افراط و تفریط بدور است . فی المثل در بحث فضیلت های چهارگانه که اهل حکمت گفته اند، عدالت به معنی پرهیز از افراط و تفریط، کاملا روشن کننده مقصود ماست. در علم و حکمت گفته اند اگر افراط باشد شیطنت و جربزه است و اگر تفریط باشد سفه، و میانه روی در حکمت وسط این دو است به نحوی که "انسان جاهل" در احادیث صرفا انسان غیر عالم به معنی عادی لفظ نیست بلکه آن است که اهل جربزه یا سفه باشد و "عالم"، آن که از این دو بدور بود و یا عالم ربانی باشد و یا در طریق نجات . از این جا عرض میکنم که "همج رعاع" همان میانه روهای بی درد و غافل از حقیقت هستند.

در باب دگم و دگماتیسم و دگماتیست بودن، فرنگی ها و منور الفکران به "اصول عقاید" که نزد اهل ادیان و ملل توحیدی تغییرناپذیر است می گفتند "دگم". سپس در قرن هجدهم که منورالفکران غربی قصد هدم پایه های هرگونه اعتقاد اصیل دینی را کردند، حکم بر محو دگم ها داده اند و اهل بنیاد های دینی و اعتقادی را دگماتیست خوانده اند. بنابراین اگر بدون ایضاح موضوع به تمامی، از آنان دانسته و ندانسته، و با وام گرفتن از اصطلاح یاد شده دگماتیسم را محکوم کنیم بر صواب نخواهیم بود . این که غربی ها بعد از انقلاب اسلامی ما را بنیادگرا خوانده اند بیراه نرفتند و نگفتند، اهل "الله" بنیادگرا هستند و به دگم – اصول عقاید – وفا دارند و انسانی که دگم ندارد ، انسان مسخ شده امروز غربی است که باب دندان مستکبران است. انسان بی سلاح و بی درد و بی ایمان که تحت تاثیر وسائط ارتباط جمعی قرار داشته و در پنجه های قدرتمند علم و صنعت و تکنولوژی مقهور است.

دفاع در برابر حمله سپاهیان شیطان این نیست که خود را از دگم ها مبرا بدانیم . امام امت یک بار فرمودند"اگر مبارزه با آمریکا جرم است ما مرتجع هستیم".

در باب ارتجاع و ترقی با داشتن سابقه صدر مشروطه که در باب ترقی و پروقره داد سخن ها دادند، بحث مفصلی میباید. در جها ن امروز مدار و ملاک ترقی "غرب" و "تکنولوژی غربی" است ، علم و صنعت و تکنولوژی جای همه مباحث و حقایق دینی، فلسفی، حکمی و کلامی را گرفته است و "مترقی" آن است که تسلیم این دجال آخر زمان باشد . البته این بیشتر به منورالفکران و فراماسون ها و وارثان زهوار دررفته آنها ربط پیدا میکند و روشنفکران غرب که با ظهور مارکسیسم و وضع نا موافقی که در برابر سرمایه داری گرفته ،مطرح شده اند با حفظ صورت موضوع، ارتجاع و ترقی را به سرمایه داری و سوسیالیسم رجوع میدهند و این تعبیر و یا اصطلاح سیاسی کاملا جا افتاده است. حافظان وضع موجود در جهان که امپریالیسم و سرمایه داری باشد به صفت مرتجع و انقلابیون تغییر دهنده آن مترقی نام یافتند ، ولی سخنان جنابعالی که فرمودید: "امروز دو صف شناخته شده مترقی و مرتجع در جهان وجود دارد" کاملا مبهم است که کدام از دو تعریف را مراد کرده اید و یا تعریف سومی را مدنظر دارید که در جهان شناخته شده نیست. در مجموع بحث جنابعالی و مثال هائی که از شوروی و گورباچف آوردید که از دگم ها دارند دست میکشند و به صف ترقی جهانی می پیوندند – مضمونا – ابهام و شبهه را بیشتر کرده است . با پرهیز از اطاله کلام چنانچه مسایل فوق که از سر ارادت و علاقه مندی بیان شد درخور یافتید و سوال و ابهام حقیر را موجه ، به هر نحو که صلاح میدانید این جانب را با توضیحات خود روشن فرمائید.




با تشکر وسپاس

جلال میکانیکی

کارمند وزارت برنامه و بودجه

سرپرست دفتر حقوقی و امور مجلس

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 10:43 توسط محسن طهماسبی |